کتاب حدیث
آشنائی با حدیث وانواع ان وکتب معتبر حدیث

رابطه حدیث و فقه

رابطه حدیث و فقه

رابطه حدیث و فقه

تمامى مسلمانان، به اتفاق، سنّت (كلام، كردار و تقریر معصوم) را دومین منبع براى استنباط احكام شرعى و فقهى مى‏دانند. از دیدگاه فقیهان، احادیث به خاطر آنكه حكایت‏گر سنّت‏اند نقش اساسى در شناخت احكام شرعى دارند ؛ چه آن‏كه مسائل فقهى را به صورت كلى به دو دسته منصوص و غیر منصوص تقسیم مى‏كنند. در بخش منصوص غالبا مسائلى مطرح است كه به گونه‏اى در روایات بیان شده است و در مسائل غیر منصوص نیز مبناى استنباط احكام، اصول و قواعدى است كه در بسیارى از موارد از روایات برگرفته شده‏اند . بر این اساس حدیث به سه شكل در فقه شیعه كاربرد دارد :

1 ـ به صورت مستقیم دلالت بر حكم شرعى مى‏كند .

2 ـ در مسائل غیر منصوص مستند قاعده اصولى براى استنباط حكم است .

3 ـ مستند بسیارى از قواعد فقهى است كه در ابواب مختلف فقه به كار مى‏روند .

بنابراین كاركرد فقیهان در حوزه حدیث ، إعمال دقت و توان خودشان در شناخت اعتبار حدیث و پس از آن دقت در محتواى آن ـ یعنى فقه الحدیث ـ مى‏باشد .

بخش مهمى از مباحث اصول فقه اختصاص به مباحث الفاظ دارد كه شیوه‏هاى مختلف دلالت نصوص و روایات و شیوه استفاده از آنها را تبیین مى‏نماید . با توجه به این نقش مهم براى حدیث در فقه شیعه است كه در مقدمات و شرایط اجتهاد ، غالب علوم و دانشهایى كه در حوزه تعیین اعتبار و شیوه دقیق‏تر استفاده از روایات مؤثر هستند ، بر شمرده شده‏اند .

جمعى از عالمان شیعى در استناد به حدیث در فقه و بهره‏گیرى از آن، به افراط گرائیده‏اند . ایشان ارزشیابى احادیث موجود در جوامع روایى چهارگانه شیعى را لازم نمى‏دانند و در پذیرش روایات نوعى تسامح را إعمال مى‏كنند . این گروه به عنوان اخبارى شناخته شده‏اند و در مسائل غیر منصوص غالبا احتیاط را لازم مى‏دانند . در میان اهل سنت نیز گروهى كه حشویه نامیده مى‏شوند ـ وخود آنها نیز مذاهبى دارند ـ این اعتقاد را داشته و دارند . از دیدگاه اخباریان و حشویه، اساس شریعت و فقه ـ و بلكه دین ـ را قرآن و حدیث تشكیل مى‏دهد و راه رسیدن به علم قرآن نیز روایات ناظر به آن است . از این‏رو تنها تمسك به اخبار را در شناخت دین و شریعت اساس قرارداده‏اند .