کتاب حدیث
آشنائی با حدیث وانواع ان وکتب معتبر حدیث

اصحاب نور

اصحاب نور

شاگردان و یاران رسول اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله و امامان معصوم علیهم ‏السلام ، نقش بسزایى در گسترش احادیث وفرهنگ ناب اسلامى در طول تاریخ داشته و زحمات بسیارى كشیده‏اند. در این بخش با شرح مختصر زندگانى برخى از مهمترین آن بزرگواران آشنا مى‏شویم:

جابر بن عبداللّه‏

جابر پسر عبداللّه‏ انصارى، صحابى معروف پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله و از یاران امام على، امام حسن، امام حسین و امام سجّاد علیهم ‏السلام است. جابر ، امام باقر علیه ‏السلام را نیز دیده، امّا قبل از امامت ایشان، در سن 94 سالگى در سال 78 ق درگذشته است. امام صادق درباره جابر مى‏فرماید: «او آخرین بازمانده اصحاب پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله و شیفته و دلداده ما اهل بیت بود.»

شأن ومنزلت جابر چنان است كه امام باقر علیه ‏السلام فرمود: «جابر از رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله براى من حدیث كرد و جابر دروغ نمى‏گوید.»

او در عشق و ارادت به خاندان پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ثابت قدم بود و در محله‏هاى مدینه رفت و آمد مى‏كرد و مى‏گفت: علیٌّ خَیرُ البَشَر فَمَن أَبى فَقَد كَفَر .

 عمّاربن یاسر

عمّار پسر یاسر یكى از چهار مرد بزرگ زمان خود و از پیش‏كسوتان در اسلام بود؛ سه تن دیگر ابوذر، مقداد و سلمانند. پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله هرگاه آزار و اذیّت قریش را نسبت به خاندان عمّار مى‏دید، آنان را به بهشت بشارت مى‏داد و مى‏فرمود: صَبراً آلَ یاسر مَوعِدكُم الجَنَة.

پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله بارها او را مدح و ستایش كرده، درباره او فرمود: «ایمان تمام وجود عمّار را تا سر استخوانهایش فرا گرفته.» همچنین پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله به امام على علیه ‏السلام فرمود: «بهشت مشتاق تو و عمّار و سلمان است.»

هنگامى كه میان عمّار و خالدبن ولید گفت‏وگویى درگرفت، پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله فرمود: «هركس با عمّار دشمنى كند خدا با او دشمنى ورزد و هركه به عمّار كینه ورزد خداوند به او كینه ورزد و هر كه عمّار را دشنام دهد، خدا او را دشنام دهد.»

عمّار از طرفداران امام على علیه ‏السلام پس از پیامبر بود و در تشییع پیكر حضرت فاطمه علیهاالسلام شركت داشت و از فرماندهان امام على علیه ‏السلام در جنگ جمل و صفین به شمار مى‏رفت و یكى از پایه‏هاى اعتماد مردم به حكومت امام علیه ‏السلام بود.

شهادت عمّار در سال 37 ق در جنگ صفین، یادآور سخن معروف پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله بود كه فرمود: «عمّار را گروه یاغى و طغیانگر مى‏كشد.» این سخن پیامبر ماهیت معاویه و اطرافیانش را براى كسانى كه در شكّ و تردید بودند، روشن كرد. پس از شهادت عمّار، بسیارى از كسانى كه از جنگ كناره گرفته بودند، به نبرد برخاستند و به شهادت رسیدند.

عبداللّه‏ بن عباس

عبداللّه‏ بن عباس پسر عموى پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله و از مفسران و راویان است.

او در شعب ابو طالب به دنیا آمد و تنها سیزده سال داشت كه پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله از دنیا رفت. با این حال چنان در فراگیرى علم و دانش از خود اشتیاق و لیاقت نشان داد كه پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله در حق او این چنین دعا كرد: اللّهمّ فقّههُ فی الدّینِ وعَلّمهُ التأویلَ .

مكانت علمى عبداللّه‏ بن عباس چنان بود كه در همان اوان جوانى در دوران خلفاء مورد احترام آنها قرار گرفت و گره‏هاى علمى آنان را مى‏گشود.

ابن عباس هرگز ملازمت امیرمؤمنان علیه ‏السلام را از كف نداد و از خرمن دانش آن حضرت خوشه ‏هاى فراوان چید.

امام علیه ‏السلام نیز چون استادى مهربان معارف دینى بویژه تفسیر قرآن را به او آموخت. و او در علوم مختلف همچون فقه، تفسیر، انساب، شعر و... به چنان پایه‏اى نایل آمد كه او را حِبر الاُمّه و تك سوار این میادین نام نهادند. و امام على علیه ‏السلام در حقش فرمود: كأنّهُ یَنظرُ إلى الغیبِ مِن سِترٍ رَقیقٍ . گویا او از پشت سترى نازك به غیب مى‏نگرد. او در تمام جنگها ملازم حضرت امیر علیه ‏السلام بوده است. و پس از شهادت امام على علیه ‏السلام با امام حسن علیه ‏السلام بیعت كرد.

ابن عباس در آخر عمر نابینا شد. برخى علت نابینایى وى را گریه بسیار بر امام على وحسنین علیهم ‏السلام دنسته‏ اند.

أسماء بنت عمیس

اسماء دختر عمیس وخواهر میمونه ـ همسر رسول خدا ـ است.

وى ابتدا همسر جعفر بن ابى طالب و بعد ابوبكر و سپس بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام به افتخار همسرى با امیر مؤمنان على علیه ‏السلام نائل آمد.

أسماء از پیشگامان در اسلام است و همواره در دوستى خاندان پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله پایدار بود و از آن هنگام كه به مدینه آمد، همچون مادرى مهربان، محرم اسرار فاطمه زهرا علیهاالسلام بود. بنابر وصیت آن حضرت ، اسماء در شستن بدن مطهرش به امام على علیه ‏السلام یارى رساند.

او از شهود قضیه فدك وتكذیب‏كنندگان حدیث إنّا معاشرَ الانبیاءِ لا نُوَرِّثُ ما تَركناهُ صَدَقَةً است، امّا ابوبكر شهادت او را نپذیرفت.

در حدیثى از پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله نام اسماء در میان زنان مؤمن آمده است. امام باقر علیه ‏السلام در روایتى هفت خواهر بهشتى را نام مى‏برد كه نام او در ابتداى آنان قرار دارد و امام صادق علیه ‏السلام نجابت محمد بن ابى‏بكر را از جانب مادرش اسماء بنت عمیس مى‏داند.

سُلَیْم بن قیس هلالى

شیخ ابو صادق سلیم پسر قیس كوفى از اصحاب امام على، امام حسن، امام حسین و امام زین‏العابدین علیهم ‏السلام است. وى در سنین نوجوانى در ایّام حكومت عمر ، وارد مدینه شد و پس از آشنایى با اصحاب و یاران پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ، همراهى امیرمؤمنان على علیه ‏السلام را انتخاب كرد و با سلمان و ابوذر و مقداد ارتباطى صمیمى داشت و از سیره پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله و وقایع پس از رحلت آن حضرت، به‏دقّت پرس و جو مى‏كرد و جزئیات مسائل را به خاطر مى‏سپرد.

با توجه به ممنوع بودن نقل روایت در زمان عمر و عثمان، به سختى احادیث خود را پنهان ساخت؛ تا این كه در دوره حكومت امام على علیه ‏السلام زمینه ثبت حقایق براى او آماده شد.

سلیم در نبردهاى سه‏گانه امام على علیه ‏السلام در كنار حضرت بود و در زمان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام همواره همراهى این بزرگواران را ترجیح مى‏داد و بنا بر احتمالى هنگام واقعه كربلا زندانى بوده است. پس از شهادت امام حسین علیه ‏السلام از یاران امام زین العابدین علیه ‏السلام بود و در سال 75 ق از خشونتهاى حجّاج بن یوسف گریخت و به ایران آمد و در یكى از شهرهاى فارس به نام نوبندگان اقامت گزید.

در این شهر با نوجوانى به نام ابان بن ابى عیاش آشنا شد و ذوق و شوق این جوان در فراگرفتن مسائل دینى موجب شد تا سُلَیم بن قیس در اواخر عمر خود كتابى كه از سخنان امام على علیه ‏السلام و فرزندان آن بزرگوار و دیگر یاران پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله گردآورى كرده بود، به او بسپارد و بر حفظ و نگهدارى كتاب سفارش كند.

پس از درگذشت سُلَیم در سال 76، ابان به مدینه رفت و به حضور امام سجّاد علیه ‏السلام شرفیاب شد و كتاب سُلَیم را به آن حضرت عرضه داشت. امام در فاصله سه روز در حالى كه دو صحابى پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله به نام ابو طفیل كنانى و عمربن ابى سلمه كتاب را براى ایشان مى‏خواندند، از محتواى آن آگاهى یافت و فرمود: «سلیم راست گفته است. خدایش بیامرزد. همه اینها سخن ما است كه ما خبر داریم .» بدین ترتیب این كتاب از سوى امام معصوم تأیید شد .

نام سُلیم به عنوان مؤلف یكى از اصول معتبر شیعه ثبت شده است؛ هرچند كتابى كه اكنون به نام كتاب سُلَیم مشهور است ، بخاطر تردید در انطباق آن با نگاشته اصلى سلیم بن قیس مورد بحث و گفتگوى دانشمندان است.

محمّدبن مسلم

كنیه او ابوجعفر و به اعور و طحان اشتهار داشت . او اهل طائف بود اما در كوفه سكونت داشت . وى از برجسته‏ترین یاران و حواریون امام باقر و امام صادق علیهماالسلام و از پرهیزگارترین و دانشمندترین مردم كوفه بود و در سن هفتاد سالگى به سال 150 ق درگذشت.

او از اصحاب اجماع است و بدین جهت روایات او نزد علما صحیح تلقّى شده‏است. نجاشى او را آبروى شیعه و فقیه و پارسا مى‏داند. شیخ مفید نیز وى را در زمره فقیهانى كه هیچ انتقادى بر ایشان نیست ، مى‏شمارد.

دانش فراوان او چنان است كه وقتى راوى جلیل القدر ـ ابن ابی یعفور ـ از امام صادق علیه ‏السلام درخواست مى‏كند تا هنگام عدم دسترسى به امام شخصى را براى پاسخگویى به پرسشهایش به او معرفى كند ، امام ، محمّد بن مسلم را به او معرفى مى‏كند. مقام علمى او در میان علماى اهل سنّت نیز مشهور است.

چنانكه ابو حنیفه ـ رئیس مذهب حنفیه ـ با فرستادن واسطه پاسخ مسائل خود را از او مى‏پرسید.

وى مردى ثروتمند و متمكن بود و آن هنگام كه امام باقر علیه ‏السلام به او فرمود: «تواضع كن»، زنبیلى از خرما برداشت و با ترازویى در مقابل مسجد جامع به فروختن خرما مشغول شد. بستگانش او را از این كار منع كردند، ولى او در پاسخ گفت: «مولایم مرا امر كرده و من با او مخالفت نمى‏كنم .» خویشاوندانش از او خواستند حال كه تصمیم به انجام كارى دارد، آسیابى تهیه كند و به آرد كردن گندم مشغول شود. او این پیشنهاد را پذیرفت؛ از همین رو او را طحّان یعنى آسیابان نامیده‏اند. تعداد روایاتى كه در كتب اربعه نام محمد بن مسلم در سند آنها واقع شده است قریب (2300) مورد است.

محمّدبن ابى عمیر

محمّد پسر زیاد است. او را بیش‏تر با كنیه پدرش مى‏خوانند و به ابن ابى عمیر شهرت دارد. وى از یاران و صحابه امام كاظم، امام رضا و امام جواد علیهم ‏السلام است و در سال 217 ق درگذشت. وى عابدترین و پرهیزگارترین مردم زمانش بود چنانكه گاهى پس از نماز صبح سر به سجده مى‏گذاشت و هنگام ظهر سر از سجده برمى‏داشت .

محمد در بیان كردن روایت بسیار دقیق بود و با آن‏كه از دانشمندان اهل سنت، روایات بسیارى شنیده بود، هیچ گاه از آنان روایت نقل نمى‏كرد، تا مبادا سخن آنان با گفتار ائمه علیهم ‏السلام آمیخته شود. هارون الرشید، او را مجبور كرد تا اسامى شیعیان امام كاظم علیه ‏السلام را افشا كند و یا قضاوت برخى از شهرها را قبول كند، اما نپذیرفت. به همین جهت او را تازیانه زد و به زندان افكند. در این مدت خواهرش كتابهاى وى را ـ كه 94 جلد برشمرده‏اند ـ در درون زمین پنهان كرد كه تمام آنها از میان رفته است.

ابن ابى عمیر برغم آنكه ثروتمند بود پس از آزادى از زندان اندوخته‏اى نداشت . در این هنگام شخصى كه به او بدهكار بود، خانه‏اش را فروخت و ده هزار درهم براى او آورد، ولى محمّد آن را نپذیرفت و گفت: با آن‏كه به یك درهم آن هم محتاجم امّا امام صادق علیه ‏السلام فرمود: مرد بدهكار را به جهت بدهى‏اش نباید از خانه بیرون كرد.

برخى از كتابهاى وى عبارتند از: الاحتجاج فی الامامة، الكفر والایمان، اختلاف الحدیث . تعداد روایاتى كه در كتب اربعه نام محمد بن ابى عمیر در سند آنها واقع شده است (5360) مورد است.

ابوحمزه ثمالى

ثابت بن دینار، عالمى سترگ و پرهیزگار است كه با بهره‏گیرى از سیره اهل بیت عصمت و طهارت علیهم ‏السلام تربیت شد و در كوفه مركز تشیع و ولایت، نشو و نما یافت. او از بارزترین دانشمندان و زهاد و استوانه‏هاى شیعه است.

ابوحمزه ثمالى از راویان امام زین العابدین، امام باقر و امام صادق علیهم ‏السلام است و در سال 150 ق در هفتاد سالگى درگذشت. امامان شیعه علیهم ‏السلام شخصیّت ابو حمزه را كه از اوّلین شیعیان امام سجّاد علیه ‏السلام است ، ستایش كرده‏ اند.

دانشمندان رجال او را با الفاظ ثقة، عادل، و جلیل القدر ستوده و از حواریون امام سجّاد علیه ‏السلام دنسته‏ اند. روایات ابوحمزه در فقه، كلام، تفسیر و عرفان بسیار است. افزون بر دعاى معروف به دعاى ابو حمزه، كه در سحرهاى ماه مبارك رمضان خوانده مى‏شود و ایشان آن را از امام زین العابدین علیه ‏السلام نقل كرده‏است ، رسالة الحقوق، كتاب الزهد و النوادر در شمار آثار و تالیفات اوست. تعداد روایاتى كه در كتب اربعه نام این بزرگوار در سند آنها واقع شده است بیش از (100) مورد است.

ابوبصیر

ابوبصیر، كنیه مشترك دو تن از راویان شیعه به نامهاى یحیى بن ابى القاسم اسدى و لیث بن بَخْتَرى مرادى است.

ابوبصیر یحیى پسر ابوالقاسم اسدى از دانشمندان شیعى كوفه به سال 150 ق درگذشت.

وى از شاگردان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است و روایات اعتقادى و فقهى بسیارى از او برجاى مانده است. او به سان یكى از حاملان پر اندوخته حدیث اهل بیت علیهم ‏السلام در كوفه شناخته مى‏شد و به عنوان یكى از قطبهاى رهبرى فكرى شیعه به شمار مى‏رفت و در صحنه‏هاى مبارزه فكرى با گروه‏هاى مخالف ، چون مختاریه و زیدیه حضور داشت.

او در زمان امامت امام كاظم علیه ‏السلام به طرفدارى ایشان در مقابل فطحیه ایستادگى كرد و در میان یاران امام كاظم علیه ‏السلام از ویژگى ممتازى برخوردار بود.

ابوبصیر از اصحاب اجماع است ، و همه علماى شیعه وى را ستایش كرده‏ اند.

زرارة بن اعین

آل اعین، خاندان شیعى مذهب كوفه از زمان امام سجّاد علیه ‏السلام تا غیبت كبرى همواره همراه اهل بیت علیهم ‏السلام بوده‏اند. فرزندان اعین همگى از دانشمندان بزرگ شیعه هستند. نام زراره درخشنده‏تر و پرآوازه‏تر از فرزندان دیگر اعین است.

زراره حدود سال 80 ق متولد شد و در سال 150 ق كمتر از دو ماه پس از شهادت امام صادق علیه ‏السلام درگذشت و از یاران مخلص و راویان سرشناس امام باقر و امام صادق علیهماالسلام بود.

او از فقه، حدیث، كلام، ادب و شعر ، بهره برده بود ، امّا تخصّص وى بیش‏تر در فقه بود .

زراره از مردانى است كه شایستگى و معرفت او موجب شد تا كتاب امام على علیه ‏السلام با املاى پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله و دستخط امام كه حاوى تمام احكام حلال و حرام الهى است را مشاهده كند. امام صادق علیه ‏السلام بهشت را به زراره بشارت داد و بارها وى را ستوده است.

دانشمندان علم رجال نیز او را به نیكویى ستوده‏اند. تعداد روایاتى كه در كتب اربعه نام زراره در سند آنها واقع شده است به (2094) روایت بالغ مى‏گردد.

صفوان بن یحیى

صفوان ، پسر یحیى و كنیه‏اش ابو محمد است. وى كوفى و فروشنده پارچه‏اى ظریف به نام سابرى بود ؛ و از همین‏رو به بیّاع سابرى مشهور شد. پدرش از اصحاب امام صادق علیه ‏السلام و خود او از یاران و راویان امام كاظم ، امام رضا و امام جواد علیهم ‏السلام و از وكلاى دو امام اخیر بوده است. صفوان 210 ق در مدینه درگذشت.

امام جواد علیه ‏السلام به او توجهى خاص داشت و پس از درگذشت وى، كفن و حنوط براى او فرستاد و به اسماعیل پسر امام كاظم علیه ‏السلام دستور داد بر او نماز بخواند و در روایتى خشنودى خود را از او بیان فرموده است.

صفوان در تجارت شریك عبداللّه‏ بن جندب و على بن نعمان بود. آنان روزى در بیت‏اللّه‏الحرام پیمان بستند: هر كدام زودتر درگذشت، آنكه باقى مى‏ماند نماز و روزه و زكات دیگرى را نیز به جاى آورد. آن دو دوستِ صفوان، زودتر از دنیا رخت بربستند و صفوان روزى 150 ركعت نماز مى‏گزارد و در سال سه ماه روزه مى‏گرفت و هر سال سه بار زكات مى‏داد و هر كار مستحبى كه انجام مى‏داد ، براى آن دو نیز به جاى مى‏آورد.

صفوان از اصحاب اجماع است و علماى شیعه بر درستى روایات او اتفاق‏نظر دارند. وى 30 كتاب تصنیف كرده است. تعداد روایاتى كه در كتب اربعه نام صفوان بن یحیى در سند آنها واقع شده است به (1181) روایت بالغ مى‏گردد.

 یونس بن عبدالرحمان

یونس پسر عبدالرحمان متولد 208 ق ، از بزرگان اصحاب ائمه علیهم ‏السلام بوده است. وى از امام كاظم و امام رضا علیهماالسلام نقل روایت كرده است. در ایام حج امام صادق علیه ‏السلام را نیز زیارت كرده است، اما از ایشان روایتى نقل نكرده است.

احادیث بسیارى در ستایش و مدح یونس آمده است وامام رضا علیه ‏السلام براى پاسخگویى به پرسشهاى دینى او را به مردم معرفى مى‏كرد. پس از شهادت امام كاظم علیه ‏السلام ، برخى از نمایندگان آن حضرت كه منحرف شده و به واقفیه مشهور شدند، ثروت فراوانى براى یونس فرستادند تا او را از مسیر حق منحرف كنند، امّا یونس آن را قبول نكرد و در راه حق ثابت قدم ماند. برخى عقیده دارند همین برخورد او سبب شد تا واقفیه چهره درخشان او را در میان یاران و شاگردانش مخدوش كنند و علیه او بدگویى نمایند .

عالمان رجال یونس را از اصحاب اجماع دانسته و او را بسیار ستوده‏اند. یونس تألیفات بسیارى دارد. وقتى امام حسن عسكرى علیه ‏السلام كتاب «یوم و لیله» او را مى‏بیند، مى‏فرماید: «خداوند در برابر هر حرف او نورى در قیامت به او عطا فرماید.» تعداد روایاتى كه در كتب اربعه نام یونس بن عبدالرحمان در سند آنها واقع شده است بیش از (260) مورد است.

حسن بن محبوب

حسن پسر محبوب از راویان مشهور كوفه بوده است كه در سال 224 ق در سن 75 سالگى درگذشت. وى از یاران و اصحاب امام كاظم و امام رضا علیهم االسلام است، و از شصت نفر از شاگردان امام صادق علیه ‏السلام حدیث نقل كرده است.

او فردى جلیل‏القدر، ثقه و یكى از مردان بزرگ زمان خود بود.

حسن به تشویق پدر ، روایات را مى‏نوشت و در برابر هر روایتى كه از علىّ بن رئاب مى‏نگاشت، یك درهم از پدر پاداش مى‏گرفت.

عالمان رجال او را از زمره اصحاب اجماع دنسته‏ اند.

تعداد روایاتى كه در كتب اربعه نام حسن محبوب در سند آنها واقع شده است بیش از (1500) مورد است.

محمّد بن عثمان

محمّد بن عثمان بن سعید، دومین نایب خاص حضرت مهدى علیه ‏السلام است كه به دستور امام حسن عسكرى علیه ‏السلام و تصریح پدرش پس از پدر ، نیابت امام زمان علیه ‏السلام را بر عهده گرفت و پنجاه سال افتخار این مقام را داشت و در سال 305 ق درگذشت. وى داراى مقام و منزلتى بزرگ نزد شیعه بود.

احمد بن اسحاق از امام حسن عسكرى علیه ‏السلام سؤال مى‏كند: «به دستور چه كسى عمل كنم و از چه كسى احكام دینى را بپرسم و گفته چه كسى را قبول كنم؟» امام مى‏فرماید: «عثمان بن سعید و فرزندش ، موثق هستند. هرچه آنان به تو برسانند، از من مى‏رسانند و آنچه به تو گویند، از طرف من مى‏گویند؛ پس سخن آن دو را بشنو و آنان را اطاعت كن كه آنها ثقه و امانت دارند.» محمّد در خانه خود قبرى كنده بود و لوحى كه از آیات قرآن و اسامى ائمّه علیهم ‏السلام در حاشیه آن نقش بسته بود، در آن قرار مى‏داد و هر روز داخل قبر مى‏شد و یك جزء قرآن مى‏خواند و خارج مى‏شد.

امام زمان علیه ‏السلام پس از درگذشت عثمان بن سعید، در نامه‏اى به پسرش محمّد تسلیت گفت و فرمود: «از كمال سعادت او این بود كه مثل تو فرزندى داشت كه بعد از او بماند و به دستور وى جانشین او گردد و براى او طلب رحمت و مغفرت كند.» محمّد بن عثمان در مدت پنجاه سال وكالت خود، اموال مردم را به امام مى‏رسانید و جواب مسائل مردم را به همان خط مبارك امام به مردم مى‏رسانید . عبداللّه‏ بن جعفر حمیرى صاحب كتاب قرب الاسناد از جمله راویان او مى‏باشد.

احمد بن محمّد بن ابى ‏نصر بزنطى

احمد پسر محمّد معروف به بزنطى، از اصحاب عالى رتبه امام رضا و امام جواد علیهماالسلام و اهل كوفه است . شهرت او به بزنطى به سبب شغل او بوده كه پارچه معروف بزنطى را مى‏فروخته و یا مى‏دوخته است.

بزنطى از اصحاب اجماع است و علما به روایات او اعتماد مى‏كنند. شیخ طوسى مى‏گوید كه او در ابتدا واقفى مذهب بود و چون معجزاتى از امام رضا علیه ‏السلام در اثبات امامتش مشاهده كرد، به راه حق پیوست و به امامت آن حضرت و فرزندان وى معتقد شد.

توجه امام رضا علیه ‏السلام به بزنطى چنان است كه در شبى كه در خدمت آن حضرت بود، چون قصد ترك منزل را مى‏كند، حضرت به كنیز خود مى‏فرماید رختخواب مخصوصش را براى بزنطى بگستراند. او در سال 221 ق درگذشت. تعداد روایاتى كه در كتب اربعه نام احمد بن محمد بن ابى نصر در سند آنها واقع شده است بیش از (800) مورد است.

احمد بن محمّد بن خالد برقى

احمد پسر محمّد، مشهور به برقى از یاران و اصحاب امام جواد و امام هادى علیهماالسلام است. یوسف بن عمر فرماندار كوفه، جدّ سوم او را به زندان افكند و پس از شهادت زید بن على او را كشت. در آن هنگام خالد به همراه پدرش به قم مهاجرت كرد و در روستایى به نام برقه ساكن و به برقى معروف شدند. احمد از دانشمندان و مؤلفان بزرگ شیعه است كه در سال 274 یا 280 ق درگذشت.

بسیارى از بزرگان و رجال‏شناسان شیعه او را مورد اطمینان و ثقه مى‏دانند، امّا از آن رو كه از افراد ضعیف نیز روایت نقل مى‏كرد، با مذمّت و طعن «قمیها» روبرو شد. از این رو احمد بن محمّد بن عیسى كه در آن زمان رییس عالمان قم بود ، او را تبعید كرد، ولى پس از مدتى او را به قم فرا خواند و حتّى در مراسم تشییع جنازه او با سر و پاى برهنه شركت كرد تا اهانتى را كه به او روا داشته بود، جبران كند.

برقى آثار بسیارى داشته است. كتاب معروف المحاسن وى در برگیرنده صد كتاب در موضوعات مختلف فقه، احكام، آداب، علل شرایع و... است. تعداد روایاتى كه در كتب اربعه نام احمد بن محمد بن خالد در سند آنها واقع شده است بیش از (900) مورد است.

على بن ابراهیم قمى

على پسر ابراهیم قمى از محدثان و نویسندگان بزرگوار شیعه و از برجسته‏ترین اساتید حدیث است. دانشمندان و رجال‏شناسان شیعه او را مورد اعتماد مى‏دانند و با تعابیر ثقة فی الحدیث، ثبت، معتمد و صحیح المذهب او را ستایش كرده‏ اند.

على بن ابراهیم روایات بسیارى شنیده و آثار بسیارى تألیف كرده است كه از مهم‏ترین آنها كتاب تفسیر وى مى‏باشد كه به تفسیر القمى معروف است.

وى در اواسط عمر نابینا شد. از عظمت و بزرگى او همین بس كه ثقة الاسلام كلینى مؤلّف كتاب كافى روایات بسیارى را از او نقل مى‏كند و سند دعاها و اعمال مسجد سهله كه نزد همگان مورد قبول است، به او منتهى مى‏شود.

پدر او ابراهیم بن هاشم از اصحاب امام رضا علیه ‏السلام و شاگرد یونس بن عبدالرحمن از كوفه به قم آمد.

او نخستین كسى است كه حدیث اهل كوفه را در قم منتشر كرد. انتشار این روایت در میان دانشمندان دقیق قم، نشانه اعتماد و مقبولیّت اوست. فرزندش على نیز بیش‏تر روایات خود را از پدر شنیده است.

كتابهاى الناسخ و المنسوخ، المغازی، الشرایع و قرب الاسناد نیز از دیگر تألیفات اوست. تعداد روایاتى كه در كتب اربعه نام على بن ابراهیم بن هاشم در سند آنها واقع شده است (7140) مورد است.

حسین بن سعید اهوازى و برادرش حسن

فقیه و محدّث بزرگوار شیعى، حسین بن سعید اهوازى و برادرش حسن، هر دو از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادى علیهم ‏السلام هستند. جدّ ایشان ـ حمّاد بن سعید ـ از دوستان و موالى امام زین العابدین علیه ‏السلام بود. این دو برادر از مردم كوفه بودند، امّا بعدها به اهواز منتقل شدند وحسین پس از گذشت روزگارى چند به قم آمد و در حدود سال 300 ق درگذشت.

حسن بن سعید، موجب هدایت على بن مهزیار و اسحاق بن ابراهیم و على بن ریان شد و آنان را به محضر امام رضا علیه ‏السلام رسانید.

از خصوصیات این دو بزرگوار، كار مشترك آنها در تألیف كتاب است. 30 اثر به نام ایشان در منابع رجالى ثبت شده است. كتاب الزهد حسین بن سعید، شهرت خاصى دارد و ابن ندیم در توصیف این دو برادر مى‏نویسد: «داناتر از هركس به فقه، آثار، مناقب و دیگر علوم شیعه هستند.» شیخ صدوق نیز كتابهاى حسین بن سعید را مورد اطمینان و اعتماد مى‏داند . علماى رجال، این دو برادر را توثیق كرده‏ اند. تعداد روایاتى كه در كتب اربعه نام حسین بن سعید در سند آنها واقع شده است بیش از (5026) مورد است، و تعداد روایات برادر وى (70) مورد.

عبدالعظیم الحسنى علیه ‏السلام

عبدالعظیم پسر عبداللّه‏ و از نوادگان امام حسن مجتبى علیه ‏السلام و از دانشمندان و محدّثان گرانقدر شیعه و از اصحاب و یاران امام جواد و امام هادى علیهم ‏السلام است. وى فردى زاهد، پارسا و پرهیزگار بوده است. او در سامراء زندگى مى‏كرد، تا این‏كه از ستم و جور خلیفه عباسى به ایران گریخت و در سرداب خانه یكى از شیعیان در محله «سكة الموالى» شهر رى ساكن شد. شیعیان مخفیانه به دیدارش مى‏شتافتند و از علم و دانش وى بهره مى‏بردند. تا آن‏گاه كه بیمار شد و در روزگار امامت امام هادى علیه ‏السلام درگذشت. هنگام غسل پیكر مطهرش، ورقه‏اى در جیب لباسش یافتند كه روى آن خود را چنین معرفى كرده بود: أنا أبوالقاسم عبدالعظیم بن عبداللّه‏ بن علیّ بن الحسن بن زید بن الحسن بن علیّ بن أبی طالب علیهم ‏السلام . مزار او در شهر رى ملجأ و پناهگاه مؤمنان و دوستداران اهل بیت علیهم ‏السلام مى‏باشد.

آن‏گاه كه عبدالعظیم خواست اعتقادات دینى خود را براى امام هادى علیه ‏السلام توضیح دهد، امام او را پیش از آن تشویق كرد و فرمود: «تو دوستدار حقیقى ما هستى .»

همچنین امام هادى به ابوحمّاد رازى فرمود: «هرگاه سؤال مشكلى در مسائل دینى داشتى، از عبدالعظیم بن عبداللّه‏ حسنى بپرس و سلام مرا به او برسان.» در حدیثى ثواب زیارت قبر حضرت عبدالعظیم علیه ‏السلام با زیارت مزار حضرت سیّد الشهداء علیه ‏السلام مقایسه شده است.

وى در كتابى، خطبه‏هاى امام على علیه ‏السلام را گردآورى كرد كه به نام «خطب أمیرالمؤمنین علیه ‏السلام » شهرت یافت. تعداد روایاتى كه در كتب اربعه نام آن بزرگوار در سند آنها واقع شده است (34) مورد است.